پنجشنبه ۸ اکتبر ۲۰۰۹

زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

کوچه ها باریکن دکونا بسته است
خونه ها تاریکن طاقا شکستست
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرن کوچه به کوچه

نیگا کن مرده ها به مرده نمیرن
حتی به شمع جون سپرده نمیرن

مثل فانوسی‌ین که اگه خاموشه
واسه نفت نیست هنو
یه عالم نفت توشه

جماعت من دیگه حوصله ندارم
به خوب امید و از بد گله ندارم
گرچه با دیگرون فاصله ندارم
کاری با کار این قافله ندارم

2 comments:

mahdieh گفت...

شرایط خوبی نیست ولی امید رو همیشه می توان در پس کوچه های خلوت و ماتم زده شرایط تلخ پیدا کرد.

صفا گفت...

هر بار به وبلاگتان سر مي زنم شايد اين پست بر سرلوحه نباشد...
اما باز بر سرلوحه است!
...